تاریخ هنر ۵ :

 

تولد هنر :

 

عصر  دیرینه سنگی علیا :

 

کنده کاریها و پیکرها:

به با ارزش ترين ميراث هاي هنرمندان شكارگر که مي توان عنوان هنر ظريف يا زيبا داد، نقاشي هاي ايشان است. ليكن گذشته از نقاشي ها، پيكره ها و كنده كاري هاي با شكوهي بر روي سنگ، عاج، و شاخ و سطوح صاف و منحني نيز از خود به يادگار نهاده اند. با مشاهده كنده كاري موسوم به گاو وحشي با سر برگشته كه روي شاخ گوزن شمالي انجام گرفته است آدمي تحت تأثير نيروي حياتي چشم گير و سادگي جاري در طرز بيان زيبايي صوري – سادگي و صرفه جويي در استفاده از وسايل كه مختص نقاشي هاي بزرگ است – قرار مي گيرد. سر گاو چنان پيچيده است كه تماماً در زمينه تنه بزرگ جانور قرار گرفته است، و به طرز زيبايي از منحني و ضد منحني استفاده شده است و با هاشور زني تزييني براي مشخص کردن يال، اختلاف سطح نمايان شده است.

گاو وحشي با سز برگشته, غار لامادالين , حدود 10000-15000 ق.م . شاخ گوزن شمالي بلندي 11سانتي متر . دوردوني فرانسه. موزه عتيقه‌هاي ملي. سن ژرمن آن له.

اين هنرمند به احتمال قوي، به خوبي با روش نقر کردن سطوح آشنا بوده است؛ نقر کردن خطوط کناري پيکره بيش از رنگ آميزي آن، روش معمول نقاشي بود. ولي هنرمندان غارنشين پا را از نقر کردن سطوح نيز فراتر گذاشتند و مجسمه هايي با نقش برجسته گود و تمام نما آفريدند. نمونه اي از مورد نخست، اسبي است با نقش برجسته گود که در پناهگاه سنگي کاپ بلان نزديک غار لاسکو يافت شد. اين پيکره بخشي از حاشيه تزييني پيکره هاي چندين اسب و گاو وحشي است، و گودي برخي از آنها تقريباً به سي سانتي متر مي رسد و در نوع خود از شاهکاري هاي قالب گيري برجسته به شمار مي روند. اين پيکره ها با آنکه در معرض فرسايش طبيعي آب و هوا قرار داشته اند ويژگي هاي مشخص کننده هر کدام را به راحتي مي توان تشخيص داد. در اينجا ديگر صرفاً با خطوط کناري طبيعي و « پرشده » سنگ ها سر و کار نداريم بلکه در بعضي جاها هنرممند شديداً به قالب گيري و برجسته نمايي دست زده است. چشم ها را با شياري تند مشخص کرده است، و همچنان که در مورد گاو وحشي نقر شده بر شاخ گوزن شمالي گفته شد، يال ها و کاکل ها و بخش هايي از سر و پوزه جانور به طرز ماهرانه اي با هاشور زني مشخص شده اند. مجسمه هاي کوچک نقش برجسته اي از پيکر زنان يافت شده ( در نزد باستان شناسان به پيکره هاي ونوس شهرت دارند )، که استثنايي در قاعده حذف پيکر انساني از واژگان شکل هاي هنرمند غارنشين به شمار مي روند.

ونوس ويندولف, اصل حدود 10000-15000 ق.م .  بلندي 11سانتي متر . موزه تارخ طبيعي وين، ( ريختگري از روي اصل .)

شايد مشهورترين مجسمه از ميان ونوس و يلندورف باشد که پيکره کوچک اندام زني است که از چندين شکل تقريباً گوي مانند ساخته شده است. مبالغه در نمايش اندام ها حکايت از اين دارد که اين پيکره کوچک اندام و بسياري از پيکره هاي کوچک اندام ديگر به عنوان بت هاي حاصلخيزي و بارآوري مورد استفاده بوده اند؛ نيازهاي انسان به نسل تازه اي از احشام و کودکان در زندگي بر مخاطره شکارگران، از اهميتي يکنواخت برخوردار بود. ليکن در اينجا نيز نگرشش به پيکره جانوران فرق دارد. ترديدي نيست که در اين مورد او به دنبال رئاليسم درخشاني که مختص نمايش پيکره هاي جانوران بود نمي رود؛ مثلاً در اين پيکره کوچک اندام خطوط چهره به ندرت نشان داده مي شوند و در برخي از نمونه ها حتي سرهاي آنها نشان داده نشده اند. ظاهراً چنين به نظر مي رسد که هنرمند غارنشين نمي خواسته است جنس مؤنث نوع خود را به نمايش بگذارد بلکه در صدد نشان دادن باروري زنانه بوده است؛ آنچه او مجسم مي کرد زن نبود، باروري بود.


نقش برجسته اسب , كاپ بلان , حدود 10000-15000 ق.م . طول 210سانتي متر . دوردوني فرانسه.